چشمهایش را از پشت گرفتم..دیدم طاقت اسم هایی را که می آورد ندارم
..............................................................................................................................
خدایا داشتیم بازیمون ومیکردیم.اون رفت چشم گذاشت ومن قایم
شدم،ولی اون یکی دیگه رو پیدا کرد ومن برای همیشه گم شدم...
.................................................................................................................................
خسته ام از این زندان که نامش زندگیست: پس قشنگی های دنیا مال کیست
:باختم،
در عشق اما باختن تقدیر نیست
ساختم،
بادرد تنهایی مگر تقدیر چیست.